سرمایه گذاری در پرورش ماهی تا خرچنگ

من پرورش ماهی را از بچگی دوست داشتم. با بابام که می رفتم ماهی گیری همیشه دوست داشتم با ماهی ها باشم. عاشق ماهی ها هستم. اما همه بچه ها راضی نبودند .جواد می گفت : الان بهتره ما پرورش اسب راه بنداریم اما من مخالف بودم چون از این کار سررشته نداشتم. غلام نظرش این بود که پرورش کرم خاکی و پرورش خرچنگ بهتر جواب می ده. اما من اصلا میونه‌ای با خرچنگ و این جور جک و جونورها نداشت.

اون روز قرار بود همه دور هم جمع بشیم و به یک تصمیم نهایی برسیم. چون تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده بودیم و دنبال کار بودیم. مدت ها بود که سر یک کار مشترک داشتیم با هم چک و چونه می زدیم. غلام می گفت : راه انداختن کسب و کار در ایران اون قدر هم که می گن سخت نیست. اما جواد نظرش مخالف بود می گفت: اگه بخوایم پرورش اسب راه بنداریم باید صد تا مجوز بگیریم. من نظرم میانه بود. معتقد بودم که هر کاری سختی های خودش رو داره. اگه پرورش ماهی کار سختی است بقیه کارها هم آسون نیست.من باید در باره پرورش ماهی توضیحاتی می دادم تا غلام و جواد قانع می شدن بیان با من شریک بشن. واسه همین خودمو کاملا آماده کرده بودم.

می خواستم براشون ابتدا سخنرانی کنم اما می دونستم جواد مسخره ام می کنه با این حال آماده شدم تا بهشون بگم:حدود 20 درصد از مجموع پروتئین حیوانی مورد نیاز انسان از ماهی تأمین می شه و تقریبا یک سوم مردم جهان بیشترین پروتئین مصرفی خود را از ماهی بدست می آرن. ماهی های گرم آبی یکی از مهمترین منابع تأمین پروتئین هستند. سالانه حدود 140 هزار تن ماهی گرمابی در ایران تولید می‌شه. سرانه مصرف ماهی در کشور ما حدود 8 کیلوگرم است که یک سوم متوسط سرانه جهانیه.

بعد میخواستم اونا رو راضی کنم که بیان و سرمایه گذاری روی پرورش ماهی کپور را انجام دهند. هم من علاقه مند بودم و دوست داشتم این کار رو و هم زمینه ها برای این کار از نظر بیزنسی و بازار آماده بود.

 تو دانشگاه به ما یاد داده بودند که برای شروع کسب و کار سه چیز لازمه اول علاقه به اون کسب و کار دوم مهارت و دانش و سوم بازار تقاضا. پرورش ماهی مورد علاقه بود. درسم که شیلات خونده بودم.بازار فرو ش ماهی در ایران هم خیلی خوب بود.دلیلی نداشت اونا مخالفت کنند. می خواستم بهشون بگم : ماهی کپور به دلیل ارزش غذایی بالا و  برخورداری از بازار صادراتی مناسب از جمله عرصه هاییه که از نظر اقتصادی و امنیت غذایی موضوعیت داره.

بعد گفتم وقتی تا اینجای حرف منو گوش کردند بهشون دوست بابا رو معرفی می کنم که از هیچ شروع کرد و الان یه پرورش دهنده بزرگ ماهیه. اون وقت اگه دوست نداشتند برن پرورش خرچنگ یا پرورش اسب راه بندازند. یادمه دوست بابام می گفت : به خاطر این که  پولی برای خرید یا اجاره زمین و استخر ماهی نداشتم، در حیاط منزل با صرف هزینه 120 هزارتومانی یک حوضچه کوچک با ظرفیت 2 هزار قطعه ماهی احداث و کار پرورش ماهی را شروع کردم. حدود یک سال مشغول همین کار بودم و تولیدات این حوضچه در حد خودش درآمد قابل توجهی نیز برام داشت اما مهمتر از آن اعتباری بود که در منطقه برام ایجاد کرد.

بابام ازش پرسیده بود اعتبار چی ؟ و اون بلافاصله گفته بود :

موفقیت من در پرورش ماهی به صورت خانگی توجه سرمایه گذاران و نهادهایی را که از تولید حمایت می کنند، جلب کرد و چند نفر برای سرمایه گذاری اعلام آمادگی کردند. علاوه بر آن بسیج سازندگی هم وقتی از موفقیت پرورش خانگی ماهی با خبر شد، 20 میلیون تومان وام به من اختصاص داد و تونستم اولین استخر ماهی را تاسیس کنم. به مرور کار توسعه پیدا کرد و سرمایه گذاری ها افزایش یافت به گونه ای که الان 14 کارگاه تولید ماهی در استان های تهران، قم، کرج و بابلسر داریم و برای حداقل 40 نفر اشتغالزایی صورت گرفته .

خیلی بعید می دونم با این توضیحات اونا قبول نکنند. هم من تجربه دارم . هم بابام دوستان خوبی در این زمینه داره که آدم های موفقی در پرورش ماهی اند و هم بازار خوبی برای ماهی ها وجود داره.

داشتم پیش خودم فکر می کردم که اگه هم قبول نکردند اشکالی نداره من خودم یک تنه از عهده کار بر می آم یه کمی سخته ولی آروم آروم کار رو جلو می برم.شاید هم این جوری بهتر باشه. چون بعضی وقتا داشتن شریک در کسب و کار خودش می تونه باعث رکود در کار بشه و به اصطلاح جلوی پیشرفت رو بگیره.

صدای تلفن موبایل منو از خیالات بیرون آورد.غلام  بود. سلام کرد و گفت : جواد بهم زنگ زده گفته می خوام برم باشگاه اسب سواری یه کاری دارم  بعد می آم پیش شما. من هم گفتم اصلا قرار جلسه رو بذاریم برای فردا. نفسی عمیق کشیدم و گفتم : انشاالله خیره . فردا می بینمتون.